از خاموشی ها... تا فراموشی ها...
چون موج...
هیچ می دانی چرا چون موج٬در گریز از خویشتن٬ پیوسته می کاهم؟-زان که بر این پرده تاریک٬این خاموشی نزدیک٬آنچه می خواهم نمی بینم٬و آنچه می بینم نمی خواهم. . .
هیچ می دانی چرا چون موج٬در گریز از خویشتن٬ پیوسته می کاهم؟-زان که بر این پرده تاریک٬این خاموشی نزدیک٬آنچه می خواهم نمی بینم٬و آنچه می بینم نمی خواهم.
.
"محمدرضا شفیعی کدکنی"
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 23:14 توسط مریم ... |
یادداشت های یک دانشجوی برق علاقه مند به ادبیات و فلسفه ! ...
جمجمک در آمدی بر هیچ... خانه ی کتاب کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت سایت فلسفه برکه قابیل خزه دیگران ادبستان آرشیو پیوندهای روزانه
فراتر از بودن چهره ی دیگر هوا بارانیست آوای بوتیمار نقش صفا شب جادو خانه ام ابری است نقاش خیابان هفتم اخترک ب 612 دلم از خودم گرفته آنی رویای سبز ماجراهای جودی آبوت ZOOM تا نبض خیس صبح حد بی نهایت دست نوشته های فواد مریم اختیاری واران تنها ماندگان گذرگاه ما هیچ ... ما نگاه پوچستان کافه ی انتهای کوچه ی بن بست کچل خان شمیم شب کافه گودو Under Dream Skies آن سوی کهکشانها من مست و تو دیوانه ... Hard Rock Coffee چراگاهی برای نسل فهیم دارالعشگ سایت انوشه انصاری .: اسد :. قوی سبکبار نفس سرد زندان بان منظومه ی کاسیب نامه
فال حافظ